رها از این تن
دلتنگیهای رها
این دل پردردمن بازانگار ترس فراموشش شده ومی میخواهدبنالد چرا نمیدونم شاید دلخوشی زده زیردلش نمیدونم شاید شاید هم برعکس خیلی خیلی خسته است ودیگه دلش تاب تحمل نداره نمیدونم شاید شاید زندگی تو این چند سال واسم خیلی گرون آب خورده به اندازه ای که نمیشه توصیفش کرد یا جبرانش کرد وصد چند البته درسهای زیادی هم بهم آموخته که شاید امتیازاین همه دردکشیدن باشه شاید البته نمیشه گفت درسهای آموزنده چرا که همه این درسها ختم میشه به تنهایی فرار از همه وبیشتراز همه خودم تواین سالها ازهمه دل بریدم ونمیتونم کسی روباور کنم نمیتونم به کسی اطمینان کنم تنهایی آرزوی هر لحظه ام. ...
| Design By : Night Skin |

